در دهههای گذشته، بخش مهمی از صنعت فولاد ایران در منطق «فولاد کالاگونه» تعریف شده است؛ بازاری که در آن قیمت، تابعی از چرخههای جهانی، نوسانات انرژی و سیاستهای کنترلی است و حاشیه سود، بیش از آنکه نتیجه راهبرد صنعتی باشد، محصول نوسانهای بازار است. تجربه جهانی اما نشان میدهد فولادسازانی که به ثبات سودآوری رسیدهاند، از این منطق فاصله گرفته و به سمت «فولاد زیرساختی و ارزشافزا» حرکت کردهاند؛ فولادی که نه تنها فروخته میشود، بلکه در زنجیره توسعه کشور قفل میشود.
وابستگی سیاستهای فولادی کشور به گاز ارزان، شرایط نابرابری را برای تنها فولادساز کورهبلند ایران رقم زده است. ذوبآهن اصفهان که بر پایه کک و زغالسنگ فعالیت میکند، نه از یارانههای انرژی بهرهمند است و نه از پایداری تأمین مواد اولیه.


